خشونتی از جنس ارعاب اجتماعی

شرح این نوشتار هم چنین در تاریخ پنجم آبان 93در روزنامه مردمسالاری ص اجتماعی به چاپ رسیده است

  خشونت یا رفتار خشونت‌آمیز با انگیزه‌ی آسیب رساندن به دیگران در ابعاد مختلف صورت می‌گیرد. رفتار خشونت‌آمیز اغلب از موضع اقتدار از سوی فرد یا گروهی در ابعاد جسمانی، سنی، مالی یا اجتماعی علیه دیگران انجام می‌شود.

از منظر زیستی نیز رفتار خشن، رفتاری تهاجمی و فیزیکی ِعامدانه تلقی می‌شود. سازمان جهانی بهداشت در موضوع  خشونت و سلامت،  خشونت را به این صورت بیان می‌کند: " استفاده‌ی عامدانه از نیروی جسمی یا قدرت، به صورت تهدیدآمیز یا واقعی، علیه خود، دیگری، گروه یا جامعه‌ای که موجب آسیب، مرگ، آسیب روانی، عقب افتادگی رشد یا محرومیت می‌شود یا احتمال این رخدادها را بسیار بالا می‌برد."

شاید اولین نگاه‌های علمی به مقوله‌ی خشونت از 3 دهه‌ی پیش با نگاه زیستی یا آسیب‌رسانی جسمی شروع شده باشد اما امروزه موضوع خشونت به صورت‌ها و از دیدگاه‌های مختلف روانشناختی، اجتماعی، حقوقی و دیگرِ موارد، موضوع بررسی است، شاید به دلیل این که خشونت به نوعی با اقتدار مرتبط است. در موارد بسیاری کودکان و زنان به عنوان نخستین قربانیان خشونت دیده می‌شوند. در خانواده انواع خشونت‌های کلامی و روانی تا خشونت‌های فیزیکی مانند کتک زدن والد، والدین یا اولاد بزرگ‌تر به صورت خشونت و به نام تنبیه یا تربیت و در جامعه به صورت انواع تخلفات یا تعرضات جسمی یا آزارهای جنسی دیده می‌شود.

بر همین اساس، فرزندانی که خشونت‌هایی از این دست را در خانواده تجربه نکرده باشند یا در پرتوی خانواده‌ی امن و همراه با دلبستگی‌های والدین به هم و فرزندان و در خانواده و دور از تاثیر انواع تصاویر پرخاشجویانه‌ی رسانه‌ای یا بازی‌های خشن رشد و تکامل یافته باشند احتمال کم‌تری دارد به فرد پرخاش‌گر و عصبی که متعرض در خانواده یا جامعه باشند، بدل شوند و به خود یا جامعه با خشونت‌های بارز یا پنهان آسیب رسانند.

از دیدگاه بسیاری از روان‌شناسان، خشونت موضوعی ذاتی است و با نهاد بشر در ارتباط است. حتی در مواردی برای دفاع از خود یا جامعه، دور نگه‌داشتن رقبا از صحنه یا در برابر برخی نابرابری‌ها خشونت لازم دیده می‌شود. با این وجود خشونت حتی اگر  توجیه‌پذیر هم باشد مشروع نیست. چرا که مصادیق ابراز خشونت گاهی انگیزه‌ای بالاتر از منافع فردی یا دفاع از خود است و آسیب‌رسانی به گروه، جامعه و مردم عادی مد نظر قرار می‌گیرد و اینجاست که قانون و حاکمیت وارد عمل می‌شود و کنترل خشونت را در جامعه به دست می‌گیرد.

اسید پاشی‌های ناجوانمردانه‌ای که تازگی‌ها به عنوان یک تهدید اجتماعی سیستماتیک، رسانه‌ای شده است متاسفانه به هر انگیزه‌ای که باشد قربانیانی بر جا گذاشته یا می‌گذارد که آثار جسمانی این عمل حتی اگر برطرف هم شود اما عواقب روانشناختی، اجتماعی و خانوادگی آن‌ها بعید به نظر می‌رسد کم‌رنگ شود چه رسد به این که برطرف شود. قربانیان این جنایت در جامعه مصدوم تلقی شده و به تبع آن افراد مرتبط با این قربانیان نیز بی‌نصیب نخواهند ماند. این نوع خشونت که مصداق جرم است آثار دیرپایی دارد که نه در سطح فردی بلکه در سطح خانواده، جامعه و حتی بین‌المللی بر وجهه‌ی کشوری مانند ایران با پیشینه‌ی فرهنگی هزاران ساله زخم‌هایی جبران‌ناپذیر بر جا می‌گذارد.

آن جا که برخی سودجویان برای ابراز قدرت افراطی با اِعمال زور و ایجاد ارعاب اجتماعی، اسیدپاشی یا تعرض به نوامیس مردم و دیگر انواع مزاحمت‌ها  را در اشکال مختلف به عنوان یک ابزار خشن به هدف و انگیزه‌های مختلف به دست می‌گیرند، جای سکوت باقی نمی‌ماند.

این دست خشونت‌های مجرمانه‌ی هدفمند، بستری شده تا متاسفانه افراد سودجو و بی‌مسوولیت دیگری به دلیل رهاشدگی در جامعه و مجازات نشدن مجرمان اسیدپاشی با انگیزهایی مانند تفریحِ منجر به آزار و مزاحمت خیابانی و تهدید سادیستی و دروغین دختران و زنان با شیشه آب معدنی از وحشت مورد مصداق این ضرب المثل که " مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد" حض و تفریح عامدانه ببرند و موجب افزایش تصاعدی رعب و وحشت در جامعه شوند.

قاطعیت و اجرای عدالت اسلامی و انسانی در برابر مجرمان و مجازات تهدیدکنندگان و سوء استفاده کنندگان از ناامن کردن جامعه همگی از حقوق شهروندان است به ویژه که موسم شناخت سنت و سیره و عملکرد سرور شهدا حضرت امام حسین (ع) فرا رسیده و همان گونه که رئیس جمهور محترم یادآوری کرده‌اند خواسته‌ی عمل به آن، از مصادیق امر به معروف شهروندان در برابر مجریان و مسوولان مجری قانون و حاکمیت است.

       امید که در آستانه‌ی ماه‌های حرام و بزرگداشت شهدای کربلا، وفات حضرت خاتم(ص) و امام ثامن (ع)، فرصت از دست سودجویان و اخلال‌گران فرصت‌طلب جامعه گرفته شود و مجازات جدی و اکید مجرمان و سوء استفاده کنندگان از نجابت زنان و جامعه ایرانی، درسی شود برای آن از دسته افرادی که افکار آزارطلبانه برای هم‌وطنان خود در سر می پرورانند.

/ 0 نظر / 21 بازدید