رفع بدگمانی به همسر

4- اگر احساس می کنید رابطه جنسی شما تکراری و یکنواخت شده دست به اقدامات عملی برای رفع این مشکل بزنید. مرتب کردن اتاق خواب، آماده کردن مقدمات رابطه جنسی مثل تنظیم نور اتاق خواب، پوشیدن لباس های تمیز و تحریک کننده با رنگ های جذاب، استفاده از عطرهای تحریک کننده، طنازی و عشوه گری، آرایش متفاوت و جذاب، محبت و ابراز علاقه بیشتر به همسر، حمایت های عاطفی و روانی از همسر و از این قبیل می توانند از جمله این اقدامات باشند.

5.      وقت بیشتری را به بودن در کنار همسرتان اختصاص دهید. البته مواظب باشید این باعث کنترل گری و محدودکردن او نشود. گاهی مرد ها به تنها چیزی که نیاز دارند تنهایی و آرامش مطلق است. در فواصل منظم از همسر خود درباره علایق او چه در حیطه ی رابطه جنسی و چه در حوزه های دیگر زندگی سوال کنید.« چه لباسی بپوشم تو خوشت میاد؟» «چه آرایش کنم بیشتر واسه تو جذابه؟» «وقت رابطه جنسی چی بپوشم بیشتر لذت می بری.» «چه غذاهایی بیشتر دوس داری؟» «امشب چی بپزم؟» می خوای تو کارهای مربوط به شغلت کمکت کنم تا خسته نشی؟» و غیره.

6.      از راهکارهای آزاردهنده مانند ترک منزل، تهدید به جدایی، تهدید به افشا، قهر و بی توجهی به همسر بپرهیزید. این رفتارها اگرچه در کوتاه مدت ممکن است کارکرد داشته باشند اما در بلندمدت آثار جبران ناپذیری بر زندگی زناشویی شما برجای خواهند گذاشت. اقدامات آزاردهنده چون نوعا منجر به افشای رفتار همسرتان می شود باعث کاهش اعتبار وی بین دوستان و فامیل می شود. بنابراین دو حالت وجود دارد یا همسر شما واقعا با کسی در ارتباط بوده که این کاهش اعتبار و ضربه ای که به او وارد شده موجبات نزدیکی بیشتر همسرتان به فرد مربوطه به عنوان منبعی برای درد دل و کاهش تنش های روحی روانی می شود. یا اینکه شک شما واقعی نبوده و همسرتان با کسی رابطه ای نداشته است. در این صورت نیز رفتارهای آزاردهنده شما و در نتیجه کاهش اعتبار همسرتان، ممکن است او را به سمت گرایش به فردی خارج از چهارچوب زندگی زناشویی سوق دهد. فردی که به جای کنترل و آزارگری، همسرتان را بدون قضاوت می پذیرد و منبع حمایتی عاطفی و روانی مناسبی برای وی خواهد بود. پس بهتر است خودتان این نقش را برای همسرتان بازی کنید نه فردی دیگر. انتخاب با خودتان است.

7.      اگر احساس کردید در انجام این مراحل به مشاوره نیاز دارید از یک متخصص مجرب و مشاور حرفه ای در این زمینه کمک بگیرید. جالب است که ما برای درمان بیماری های جسمانی به دنبال ماهرترین پزشک هستیم و از چندین نفر پرس و جو می کنیم تا حاذق ترین پزشک را پیدا کنیم ولی برای مشاوره درباره مهم ترین و خصوصی ترین مشکلات زندگی فردی و خانوادگی کمتر درباره ی مشاور یا  روانشناس مجرب تحقیق می کنیم. طبیعی هست که برخی مشاوران و روانشناسان بی تجربه یا حتی باتجربه، اصول اخلاق حرفه ای را رعایت نکرده و ممکن است از وضعیت هایی نظیر وضعیت شما سوء استفاده کنند و پیشنهاد رابطه و دوستی بدهند. با اینحال کم هم نیستند مشاورین با تجربه ای که دلسوزانه، همدلانه و با رعایت اصول اخلاقی درصدد کمک به شما برای حل مشکل می باشند.

8.      اگر بعد از انجام همه ی این کارها که ممکن است یک ماه تا دوماه زمان ببرد تغییری در رفتار همسر خود مشاهده نکردید، هوشمندانه و به صورت غیر مستقیم شک و گمان خود را به همسرتان منتقل کنید. این راهکار زمانی جواب میدهد که مراحل قبلی را به خوبی پشت سر گذاشته باشید و همسرتان به هیچ عنوان از شک و گمان شما آگاه نیست. به عنوان مثال می توانید به همسرتان بگویید که: « آرش جان دیروز با خانم یکی از همکارهام صحبت می کردیم که وسط صحبتاش شروع کرد به درد دل کردن. می گفت چند وقتی هس که رفتارهای شوهرم تغییر کرده، دیر به خونه میاد، خیلی با موبایلش ور میره و کمتر به من توجه می کنه. می گفت بهش شک کرده و در عین حال بهش اعتماد هم داره اما دوس نداره توی این شک بمونه چون واسش عذاب آوره. من یک چیزایی بهش گفتم اما دوس دارم نظر تو هم بدونم. اگه پیشنهادی داری بگو تا بهش منتقل کنم.» پاسخ های همسرتان خیلی چیزها را برای شما روشن می کند و اگاهی شما را از دلایل تغییر رفتاراو می افزاید.

9.      در نظر داشته باشید همانطور که نباید کسی خارج از خانواده از این موضوع مطلع شود فرزندان شما نیز نباید در جریان این اتفاق، شک ها و گمان ها قرار بگیرند. مطلع شدن آن ها از این موضوع، موجب بروز مشکلات جسمانی و روانشناختی متعددی نظیر اضطراب، افسردگی، کاهش تمرکز، کاهش عزت نفس در بین همسالان، کاهش اشتها، کابوس شبانه، ترس از تنهایی، شب ادراری و غیره شود. همینطور نباید از اثرات بلندمدت آن در دوره های بعدی زندگی آن ها مثل نوجوانی و جوانی غافل بود.

10.  در مراحل بعدی، موضوع را با همسر خود در میان بگذارید. البته با رعایت اصول ارتباط موثر و بیان احساسات و خواسته ها. آرامش داشته باشد. هنگام صحبت تحت فشار هیجانات شدید مثل خشم، عصبانیت و یا درماندگی بیش ازحد نباشید. از قضاوت و پیشداوری قبل از شنیدن صحبتهای همسرتان بپرهیزید. سوال های شما حالت بازجویی نداشته باشد. با همسرتان هنگام سوال کردن و صحبت، همدلانه و از روی محبت و نگرانی درباره آینده زندگی مشترکتان برخورد کنید. سرزنش نکنید. تهدید نکنید. به او برچسب نزنید. فراموش نکنید فرق شما در حال حاضر با یک قاضی این است که به جای حکم دادن و قضاوت باید به دنبال چرایی این رفتار و بررسی عوامل و علل آن باشید.

11.  گاهی با خودتان خلوت کنید و به بررسی رفتارها و واکنش های خودتان در زندگی مشترک بپردازید. با توجه به اینکه در رابطه زناشویی، تبادل رفتاری صورت می گیرد و شما هم در این رابطه 50 درصد سهیم هستید به دقت رفتارهای خود را بررسی کنید. شاید بخشی از رفتارهای شما در این قضیه نقش دارند. بنابراین هیچگاه یک طرف قاضی نروید و تمام تقصیرها را به گردن یک طرف نیندارید. متاسفانه در اکثر موارد این چنینی، مشاهده می شود که زوجین تنها طرف مقابل را مسبب این مشکل می دانند و حاضر نیستند با توجه به خود و رفتارهای خود مسئولیت و سهم خویش را نیز بپذیرند

12.  اگر این اقدامات نتیجه نداد و نه تنها اینکه شک شما برطرف نشد بلکه شواهد کافی نیز برای بی وفایی همسرتان به دست آمد، چندین راه پیش پای شماست که باید به کمک مشاور به بررسی مزایا و معایب این راه ها بپردازید. راه اول، تشویق همسرتان به شرکت در فرایند مشاوره برای بررسی بیشتر رابطه زناشویی و علل رفتار بی وفایی و در نهایت ترمیم رابطه می باشد. این راه زمانی باید انتخاب شود که همسر شما به بی وفایی خویش اعتراف کرده و شما هم شواهد کافی برای اثبات آن دارید. و البته هر دو حاضر هستید برای بازگشت اعتماد و اصلاح رابطه، زمان و انرژی صرف کنید.

13.  گاهی بهتر است به شریک زندگی خویش فرصت بازگشت دهید و همه ی پل ها را پشت سر خود خراب نکنید. در نظر داشته باشید که تنها یک عامل نمی تواند موجب بروز چنینی رفتاری شود. عوامل تو در تو و پیچیده ای دست به دست هم می دهند تا فردی به بی وفایی روی آورد. نگاه صفر و یک نداشته باشید. بدانید که در روی زمین هیچ انسان کاملا بد و کاملا خوبی وجود ندارید و همه ی ما آمیخته ای از افکار و رفتارهای خوب و بد هستیم. گاهی باید یاد بگیرید خودتان و همسرتان را ببخشید چراکه ژنتیک، تجربیات دوران کودکی و یادگیری های گذشته در بروز رفتارهای ما خیلی تعیین کننده هستند.

 

14.  راه دوم پذیرش این رفتار همسرتان می باشد. برخی از افراد با اینکار و روی آوردن به زندگی اخلاقی و توجه بیشتر به خانواده و محیط خانه به زندگی خود ادامه می دهند. هرچند این کار بسیار سخت و دشوار می باشد و بدون داشتن پشتوانه های قوی معنوی و اجتماعی تقریبا غیر ممکن است. بسیاری از مردان بعد از پشت سرگذاشتن بحران های زندگی و تحولات زندگی فردی، شغلی و اجتماعی به شرط اینکه کماکان محیط خانه امن بوده و آماده ی پذیرش وی باشد و فضای زندگی برای آنان تلخ نکنید به آغوش خانواده ی خویش باز می گردند.

15.  راه سوم تصمیم به جدایی و ترک رابطه است. گاهی بعد از طی کردن همه ی مسیرهایی که ذکر شد تصمیم می گیرید از هم جدا شوید. پیشنهاد ما این است که تا زمینه های بروز این رفتار و عوامل آن مورد بررسی عمیق قرار نگرفته است صبر کنید و سپس برای جدایی یا ادامه رابطه تصمیم بگیرد. با توجه به اینکه میزان تاب آوری و تحمل افراد با هم تفاوت دارد گاهی برخی از افراد علیرغم وجود راه های دیگر و موثرتر تنها راه ممکن را جدایی می دانند. در اصطلاح گفته می شود طلاق و جدایی این افراد پخته نیست. چراکه تحت تاثیر هیجانات منفی شدید ناشی از بی وفایی قرار گرفته و بعد عقلانی و منطقی آن کم رنگ است. بنابراین راه سوم را با احتیاط انتخاب کنید. اگر به سهم و مسئولیت خود از بروز این رفتار، توجه نداشته باشید و به طور دقیق علل این رفتار مشخص نشده باشد بعید نیست در ازدواج بعدیتان نیز همین اتفاق مجددا برای شما رخ دهد.

 
/ 0 نظر / 75 بازدید