مشاور مامایی- پگاه عبادی midwiferyconsultant.persianblog.ir
سرویس مشاوره تلفنی از سراسر ایران 9099071318 تماس از خط ثابت 
قالب وبلاگ

 

 نویسنده: دکتر مهرداد افتخار(دانشیار روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران)

استیگما یا انگ به  نوعی نگرش یا فکر گفته می شود که یک بیماری خاص یا یک رفتارخاص یا احساس  ویژه  را شرم آور و آن را باعث ننگ خود، فامیل یا اجتماع می داند.  افرادی با چنین نگرشی ،فکر می کنند که فرد دارای آن ویژگی، "بد" و یا "بی ارزش" و "متفاوت" است و باید از جامعه دور شود. افراد دارای این نگرش نمی توانند با فرد بیمار همدلی کنند و از او دوری می جویند.

انگ زنی آشکار- اجتناب از ارائه خدمات به بیماران

 یکی از عواقب نگرش منفی به بیماران، مراقبت کافی نکردن از آنان است. گاهی این عدم مراقبت بسیار واضح و آشکار ابراز می شود. مثلا پزشکان و بیمارستان هایی که از پذیرش یا بستری کردن بیمار اجتناب می کنند، دندانپزشکان یا پزشکانی که علنا می گویند که نمی توانند با بیماران HIV مثبت کار کنند و یا بلد نیستند که کار کنند و پرسنلی که بیماران HIV مثبت را رد می کنند نمونه این نگرش هستند. بدیهی است که این رفتارها نوعی تبعیض و به حاشیه راندن بیماران است و عواقب بهداشتی زیادی برای بیماران و دیگر مردم دارد.

بیماران انگ را چگونه احساس می کنند؟
 1- این احساس که دیگران از آن ها می ترسند و از آن ها کناره می گیرند اعتماد به نفس آن ها را در روابط اجتماعی کم می کند و به تدریج افسرده و گوشه گیر می شوند. ترجیح می دهند شرایطی ایجاد نشود که دیگران از آن ها کناره بگیرند پس خود از دیگران کناره می گیرند. حالا..

 

 


حالا باید علاوه بر حل مشکلات ناشی از بیماری با این مشکلات هم دست و پنجه نرم کنند.  2- ممکن است نحوه برخورد جامعه بیمار را عصبانی کند. این عصبانیت بسته به ساختار شخصیتی فرد خود را نشان خواهد داد و ممکن است به شکل های مختلف مثل آسیب به خود، پرخاشگری به دیگران یا احساس عدم تعهد به جامعه خود را بروز دهد. این خشم حتی می تواند به شکل پنهان کردن بیماری از شریک جنسی خود تظاهر نماید. 3- به دلیل ترس از عواقب آگاهی دیگران از مشکل آن ها سعی می کنند بیماری خود را مخفی کنند. این به خفا رفتن بیماری همه جامعه  از جمله پزشکان را در معرض آسیب قرار خواهد داد. چنانچه برای مثال دندانپزشکی از ویزیت بیماران مبتلا به HIV به هر دلیلی خودداری کند، در حقیقت خود را از دانستن مشکل HIV بیمارانش محروم کرده است چرا که بیماران از این پس بیماری خود را از او پنهان خواهند کرد.
 4- به دلیل ترس از طرد شدن و عواقب اجتماعی ابتلا به بیمار ، افراد وجود احتمال بیماری را در خود انکار می کنند و برای آزمایش داوطلبانه HIV که یکی از مهمترین پایه های پیشگیری از بیماری و جلوگیری از گسترش آن در جامعه است اقدام نمی کنند.  مکررا در پاسخ به این سئوال از بیماران با رفتارهای پرخطر که آیا تاکنون آزمایش HIV داده ای و اگر نه چرا این جواب را شنیده ایم که دوست ندارم آزمایش بدهم. علاوه بر تمایل به انکار بیماری که در باره آن صحبت شد در کلام آنها اشاره ای به استیگما نیز وجود دارد.
 5- یکی از اثرات زیانبار استیگما این است که افراد مبتلا یا افراد در معرض ابتلا برای دریافت خدمات بهداشتی مراجعه نمی کنند. وقتی بیماری استیگماست، پس حضور در مرکز درمانی هم استیگما است. پس تشکیل پرونده درمانی ایدز هم استیگما است. بنابر این بیمار به راحتی و در مراحل اول مراجعه نمی کند. در حقیقت استیگما باعث می شود که بیمار به عوض دریافت حق خود، که همان برخورداریاز دریافت خدمات بهداشتی و درمانی متناسب است، هر راه دیگری را انتخاب کند.
 این همان محرومیت و به حاشیه رفتن (marginalization) این بیماران است.
 6- پذیرش درمانی (compliance) همیشه یکی از داستان های مسئله ساز درمان بیماران است. به طرز جالبی در بیماری های مختلف (از بیماری های روانپزشکی مثل اسکیزوفرنیا گرفته تا بیماری های جسمی مثل هیپرتانسیون) در هر زمان تنها حدود 50 درصد بیماران همکاری درمانی کامل دارند و بقیه یا داروهای خود را مصرف نمی کنند یا نامنظم مصرف می کنند. در عفونت HIV برای دستیابی به حداکثر سرکوبی گسترش عفونت پذیرش درمانی اهمیت بسیار زیادی دارد، یعنی لازم است درمان به شکل مستمر ادامه یابد و بنابر این شناخت تمام عواملی که بر پذیرش درمان اثر می گذارند و مرتفع نمودن آن ها در حد امکان اهمیت ویژه ی دارد. یکی از این عوامل استیگماست. استیگما منجر به کاهش پذیرش درمانی می شود. دلیل کاهش پذیرش این است که مصرف دارو به معنی پذیرش نقش بیماری است که استیگما بر علیه آن است. استیگما مانع پذیرش نقش بیماران و بنابراین پیروی آنان از درمان می شود.

[ پنجشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٩ ] [ ٧:٤٤ ‎ب.ظ ] [ پگاه عبادی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَکَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ سپس نطفه را بصورت علقه [= خون بسته‏]، و علقه را بصورت مضغه [= چیزى شبیه گوشت جویده شده‏]، و مضغه را بصورت استخوانهایى درآوردیم؛ و بر استخوانها گوشت پوشاندیم؛ سپس آن را آفرینش تازه‏اى دادیم؛ پس بزرگ است خدایى که بهترین آفرینندگان است
آرشيو مطالب
امکانات وب